خودش رفت و خودش مشتاق برگشت
گلم با نغمه عشاق برگشت
بنازم از غم من غصه می خورد
که لاغر رفت و خیلی چاق برگشت![]()
بنازم سالهای بی خزان را
من و تو پیش هم این ارمغان را
دو چشم بسته و دستم به دستت
بنازم لحظه لحظه این گمان را![]()
پس از یکسال،خیلی دیر برگشت
از این دنیا چقدر دلگیر برگشت
و من هی زیر لب زمزمه کردم
خدایا نوگلم چه پیر برگشت![]()
+ نوشته شده در جمعه دهم مهر ۱۳۸۸ ساعت 16:8 توسط ازهار
|
http://i38.tinypic.com/2hx5a86.jpg