گاهی بساط عشق خودش جور می شود

                   گاهی به صد مقدمه ناجور می شود

این روزا جور ما بد جوری ناجور شده

باز هم امسال سر و ته همه چیز با یه تلفن 10 دقیقه ای هم میاد و من نمی دونم با چه زبونی بگم که این ابراز احساسات برای من کافی نیست

چطور بگم که من وجودت و کم دارم

از همه چیز بدم میاد از این دنیای مکانیزه که توش مجبوریم ساعتها پشت کامپیوتر از خودمون و عواطفمون بگیم آخرش نه حقی ادا شده نه مطلبی جا افتاده و نه گونه ای با لبی نوازش شده خلاصه اینکه هنوز دستها سرده. سرد از بی معرفتی روزگار که به خاطر اینکه دل یکی نشکنه باید خیلی راحت دنیای تو خراب بشه دنیایی که لحظه لحظه اش و با امید و ارزوهات ساختی. صبر کردی ، تلاش کردی و از همه مهمتر به خدا توکل کردی.

خیلی شاکی ام از تلاشی که به ثمر نمی رسه و وضعیتی که هیچ وقت درست نمی شه. در کل وقتی بهش فکر می کنم می بینم من اصلا بلند پرواز نیستم اما شاید بلند پروازی یکی دیگه منو گرفته و حال و روزم و زار و پریشون کرده. خلاصه اینکه هر چی میگم بی خیال نمی شه بی خیال شد ، یه بار قراره زندگی کنم اما نمی دونم چرا قسمت شده این یه بار اینقدر سخت بگذره.کلا دنیا برای من زور داره.10 برابر همه تلاش کنی ،جون بکنی آخرش نگاه کنی ببینی تنهایی. نه همدمی نه جگر گوشه ای نه ثمره ای

به قول اون بنده خدا که خدا پس کی تو کوچه ما عروسی می شه .

ولن تاین هم گذشت و هیچ خبری نشد.