بعضي ها عاشقي كردن و خوب بلدن 

خيلي راحت دليل حال خوبشون و پيدا مي كنند 

بوي بارون  

شاخه گل ياس

عكس قديمي

يه اهنگ شاد

و يا حتي يك جك تكراري 

مي خوام بگم كه بعضي ها خوب بلدن با خودشون

كنار بيان و زندگي و زندگي كنن 

شايد بزرگترين شعار اين ادمها اين باشه كه 

تو كه رفتي ولي عشق مي مونه!!!

عشق یعنی در میان صدهزاران مثنوی
بوی یک تک بیت ناگه مست و مدهوشت کند“

هنوز نمي دونم جمعه هاي بي انتظار

بهتره يا جمعه هاي دلهره و انتظار

با اينكه هر دو رو خوب تجربه كردم 

فكر مي كنم هيچ چيزي بهتر از ارامش بعد 

از طوفان نيست

چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی

چه شد که شیوه بیگانگی رها کردی

به قهر رفتن و جور و جفا شعار تو بود

چه شد که بر سر مهر آمدی وفا کردی

منم که جورو جفا دیدم و وفا کردم

توئی که مهر و وفا دیدی و جفا کردی

اصولا هميشه جوري زندگي مي كنم 

كه خيلي بدهكار كسي نباشم خودم به خودم ارامش ميدم

 و خودم مشكلاتم و حل مي كنم و 

تا اونجايي كه مي تونم خوشبينم به اطرافيانم و 

به عشقم كه تنها سرمايه منه 

حتي اگر دلم تنگ شدم دلتنگي و تو دلم ميريزم 

و صبوري مي كنم اما مطمئنم كه تو همين شرايط 

هم براي عزيزانم بهترين خواهم بود 

بسيار بهتر از امروز 

همراه بسیار است، اما همدمی نیست
مثل تمام غصه ها، این هم غمی نیست
دلبسته اندوه دامن گیر خود باش
از عالم غم دل رباتر عالمی نیست

 

به ٩٩٪؜ادمها كه نگاه مي كني 

داخلشون زخمي عميق دارند و 

روزمره گيها باعث شده عمق زخم و از ياد ببرند 

اما امان از روزي كه بي دليل به خودشون يك 

فرصت كوچيك براي استراحت بدن زخمها 

مثل روز اول سر باز مي كنند و 

درد قديمي تازه ميشه، 

البته هستند بعضي هاكه زخمهاشون 

شكوفه زده و ثمره اش بي نظير بوده مثل 

موقعيت اجتماعي خوب

فرزند 

تصميم هاي طلايي و شروعي دوباره 

شروع به معناي حقيقي با 

كسي كه بدون حرف زدن  مي تونه 

همه چيز و از چشمهات بفهمه و 

يك شبه ره صد ساله بره، 

كاري كنه به فراتراز ارزوهات برسي و  

تو تمام تلاشت اين باشه كه اين خواب جذاب و 

كش دار تر كني تا مبادا حباب خوشبختي بتركه 

و همه چيز از دست بره.

 

به دریا می زنم! شاید به سوی ساحلی دیگر

مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر

به دنبال کسی جا مانده از پرواز می گردم

مگر بیدار سازد غافلی را، غافلی دیگر

براي اوني كه همه چيزش و در طوفان از دست داده باشه، ارامش بعد از طوفان معنايي نداره و دريا به هر نوعي كه باشه اضطراب انگيزه

حالا حكايت ما و بعضيهاست با اون طلب بخشش هاي كذاييي كه بعد از خراب شدن 

ارزوهامون ازمون دارند….

موج دريا ديده هرگز برنمي گردد به جوي

نيست ممكن هر كه مجنون شد دگر عاقل شود 

تو همان معجزه بودي كه به ايمان نرساندم

ور نه من مستعد كفر نبودم هرگز

شد شد نشد 

بيا بشين برات يه چايي بريزم

بي خيال زيستن را روزي اموختم كه همه چيز را از دست دادم 

و روزها فرصتي دوباره شد براي غنيمت شمردن لحظه ها ...