به ٩٩٪ادمها كه نگاه مي كني
داخلشون زخمي عميق دارند و
روزمره گيها باعث شده عمق زخم و از ياد ببرند
اما امان از روزي كه بي دليل به خودشون يك
فرصت كوچيك براي استراحت بدن زخمها
مثل روز اول سر باز مي كنند و
درد قديمي تازه ميشه،
البته هستند بعضي هاكه زخمهاشون
شكوفه زده و ثمره اش بي نظير بوده مثل
موقعيت اجتماعي خوب
فرزند
تصميم هاي طلايي و شروعي دوباره
شروع به معناي حقيقي با
كسي كه بدون حرف زدن مي تونه
همه چيز و از چشمهات بفهمه و
يك شبه ره صد ساله بره،
كاري كنه به فراتراز ارزوهات برسي و
تو تمام تلاشت اين باشه كه اين خواب جذاب و
كش دار تر كني تا مبادا حباب خوشبختي بتركه
و همه چيز از دست بره.
به دریا می زنم! شاید به سوی ساحلی دیگر
مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر
به دنبال کسی جا مانده از پرواز می گردم
مگر بیدار سازد غافلی را، غافلی دیگر