باز به دنبال پریشانی ام
هیچ کس آخر کار و نمی دونه اما با این همه سردرگمی آخر ما واضحه، یه مدتیه که یه صداهایی به گوش می رسه . صداهایی که بازتابش می شه نخود نخود...
شاید برای اینکه جاودان بشیم این طوری میشه شاید هم لیاقت جاودانگی و نداریم به هر حال این قدر این کلاف سردرگمه که هر کس به اندازه ظرفیتش می تونه توش جا بگیره و ازش برداشت مطلوب و داشته باشه.
دلم یه دنیا عشق می خواد اما خیلی ساده مجبورم بی عشق بمونم. تا بوده همین بوده ، آخر حرف همه اینه که دنیا بده
عزیزکم
حالا که برای من نیستی لطفاً دلم و پس بده...!!!
+ نوشته شده در شنبه سوم دی ۱۳۹۰ ساعت 18:41 توسط ازهار
|
http://i38.tinypic.com/2hx5a86.jpg