باز به دنبال پریشانی ام

هیچ کس آخر کار و نمی دونه اما با این همه سردرگمی آخر ما واضحه، یه مدتیه که یه صداهایی به گوش می رسه . صداهایی که بازتابش می شه نخود نخود...

شاید برای اینکه جاودان بشیم این طوری میشه شاید هم لیاقت جاودانگی و نداریم به هر حال این قدر این کلاف سردرگمه که هر کس به اندازه ظرفیتش می تونه توش جا بگیره و ازش برداشت مطلوب و داشته باشه.

دلم یه دنیا عشق می خواد اما خیلی ساده مجبورم بی عشق بمونم. تا بوده همین بوده ، آخر حرف همه اینه که دنیا بده

عزیزکم

حالا که برای من نیستی لطفاً دلم و پس بده...!!!