یادش بخیر وقتی همگی جمع بودیم حتی روحیه خواب دیدنم هم فرق می کرد. هر شب به عشقشون خواب می دیدم و صبح وسط سالن می نشستم و با صدای بلند برای همه تعریف می کردم.الان که تنها شدم ماهی یک بار هم دیگه خواب نمی بینم .

یه حالت استند بای توی همه چیز زندگیم به وجود امده که احتما با آمدن یه عشق این حالت هم عوض میشه ، ولی می ترسم که بعد از یه مدت عشق جدید به کلی شات داونم کنه!!!

بی همه گان به سر شود

بی تو به سر می شود

داغ تو دارد این دلم

جای دگر می رود

یادش بخیر وقتی همگی جمع بودیم حتی روحیه خواب دیدنم هم فرق می کرد. هر شب به عشقشون خواب می دیدم و صبح وسط سالن می نشستم و با صدای بلند برای همه تعریف می کردم.الان که تنها شدم ماهی یک بار هم دیگه خواب نمی بینم .

یه حالت استند بای توی همه چیز زندگیم به وجود امده که احتما با آمدن یه عشق این حالت هم عوض میشه ، ولی می ترسم که بعد از یه مدت عشق جدید به کلی شات داونم کنه!!!

بی همه گان به سر شود

بی تو به سر می شود

داغ تو دارد این دلم

جای دگر می رود

 

برعکس همه ادمها وقتی تنهام دوست ندارم به اونهایی که دوستشون دارم فکر کنم مخصوصا اگه بدونم دور هم جمع شدن و داره بهشون خیلی خوش می گذره.اصلا خوشیهای من با تو جمع بودن تعریف نمی شه و همیشه موفقیت در کار و موقعیت اجتماعیه که سبب خوشی ، آرامش و اطمینان من میشه. با اینکه به عنوان یه زن هیچ وقت مجبور نیستم پابه پای مردها کار کنم اما این شخصیت خود محور که نمی دونم منشأ و پیدایشش از کجاست این طور حکم می کنه.

اولین سال نیست که سیزده به در از خونه بیرون نرفتم اما اولین سال بود که تنهای تنها تو خونه هر لحظه خودم و مشغول به کاری می کردم تا یه آن فکر غبطه و حسرت نداشته هام به سرم نزنه چون بعد از از دست دادن تو دیگه چیزی ارزش حسرت خوردن و نداره.

تمام نا تمام من بی تو تمام می شود

عاشق بی نام و نشام صاحب نام می شود