و من از ماه رخت بوسه نچیدم افسوس
اخرش اشک گران بهر تو چون ارزان شد
و من از عمق درون اه کشیدم افسوس
و من از ماه رخت بوسه نچیدم افسوس
اخرش اشک گران بهر تو چون ارزان شد
و من از عمق درون اه کشیدم افسوس
عزیزکم با تو همه اولین های سوزناک را تجربه کردم
سنگ قبر معنا گرفت، مقدس شد .خاک سرد عزیز تر از طلا شد و عشق پنهانی بزرگترین یادگار !!!
حالا دگر حتما می دانی که چه قدر دلم می خواست فرصتی باشد که بی دغدغه با تمام وجود به حرفهایت گوش کنم .همه قوایم بسیج شود برای برطرف کردن خواسته هایت
امیدم کاش بودی و به لحظه ای با رفتنت همه چیز را نمی بردی
بی تو عشق به چند .شادی به چند اصلا مردی و مردانگی به چند ...
غم مظلومیتی که تاریخ همچنان آبستن آن است
فراموش نشدنی و لذت بخش
که تو امانت داری
این امانت شریف را باید پاک و بدون آلایش به نسل بعد رسانی که اصلا هدف خلقت تو همین بوده و هست و مدام منتظر باشی که وعده فرج هفته به هفته تجدید خواهد شد.
روزی خواهد آمد نه برای خونخواهی که برای زدودن این کهنه غم پینه بسته به دلهای داغ دار ....
ای ماه و امید شب یلدا بیا
ای روشنی طلوع فردا بیا
هی جمعه به جمعه بشمارم تاکی
ویران شده بی تو همه دنیا بیا