شب خیلی خسته بود و نتونستیم زیاد باهم صحبت کنیم فقط تونستم بهش بگم که فردا تولدمه، گفت مبارکه و کادوت محفوظه و وقتی از شمال برگشتم اون و بهت می دم.بهش گفتم که کادو نمی خوام و دوست دارم بیشتر باهم بمونیم، گفت چشم و خوابید.

صبح ساعت ۵ بیدارش کردم تا بره شمال، با عجله آماده شد و رفت و ساعت ۱۰.۳۰ که زنگ زدم ببینم رسیده تو جلسه بود و نمی تونست صحبت کنه با این وجود باز هم من خودمو خوشبخت ترین زن دنیا می دونم.

تو دنیا چند نوع آدم وجود داره، سری اول بد بخت به دنیا میان و تا آخر عمر رنگ خوشبختی و نمی بینن و سری دوم بی غم به دنیا میان و تا آخر عمر هیچ چیز ناراحتشون نمی کنه و سری سوم معمولی به دنیا میان و کم کم پیشرفت می کنن، به جایی می رسن که هیچ موضوعی ناراحتشون نمی کنه چون عشق از همه چیز بالاتره! اینها اونایی هستن که هر روز بیشتر تلاش می کنن تا رشته محبتشون قوی تر بشه و من خوشحالم که جزء این گروه هستم.

وقتی که ۵ صبح بیدارش کردم یه حس خیلی خوبی داشتم که بهم می گفت بین این همه آدم دور و برش تو از همه نزدیکتریامروز خیلی خوشحال بودم چون وقتی همه خواب بودن من صدایی رو شنیدم که بهم قدرت می داد همه سختیها رو تحمل کنم و احساس غرور کنم از اینکه در کنارش یکسال بزرگتر شدم

هم چشمه و هم رود کپک خواهد زد                              هم آتش و هم دود کپک خواهد زد

شور و نمک تمام هستی عشق است                           بی عشق جهان زود کپک خواهد زد