تو كل مركز خريد فقط از يدونه كيف خوشم اومد كه پشت ويترين خيلي جذاب بود و فروشنده اصلا راضي نمي شد اون و بفروشه، نور قرمز ويترين باعث شده بود كه من كيف قهوه اي و مشكي ببينم و با كلي اصرار تونستم فروشنده رو قانع كنم تا اون و برام بياره اما وقتي كيف و ديدم خيلي شرمنده شدم چون رنگش زيتوني و قهوه اي بود.بد خلقي فروشنده رو تحمل كردم و همچنان شرمنده كيف مشكي اي رو خريدم كه داخل مغازه بود و به اين فكر كردم كه خدا نكنه يه روز بعد از اين همه اصرار شرمنده دلم بشم!
سيل دريا ديده هر گز بر نمي گردد به جوي نيست ممكن هر كه مجنون شد دگر عاقل شو
عزيزم خيلي دوست دارم
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 19:27 توسط ازهار
|
http://i38.tinypic.com/2hx5a86.jpg