دیگه داشت کم کم نا امید می شد، هر روز می رفت اون جایی که همیشه همدیگه رو می دیدن و تو محلی که اون صاحبش بود منتظر می شد. گاهی وقتا انتظارش ساعتها طول می کشید.روزها همین طور می گذشت و اون هر روز تو اون محل حاضر می شد انگار که نیرویی اون و به طرف محل می کشونه. چه نیرویی قوی تر از اعتقاد، اون معتقد سر سخت بود به این موضوع که مهر دیر یا زود بر می گرده، به اعماق خودش اطمینان داشت مطمئن بود محبتی که حاصل تک تک سلولهای تنش بود بی نتیجه نمی مونه. حتما یه روز این محبت دوباره تبدیل به یه احساس دو طرفه می شه و حتما آرزوی دیدن و بوئیدنش به حقیقت تبدیل می شه. یه بوی خیلی خاصی داره بویی که نمی شه با هیچ مارک معروفی مقایسه اش کرد، شاید این بود حاصل عطری باشه که از پاکی درونشه!

بازم روزها پشت سر هم می گذشت، هر روز انتظار سخت تر می شد تا اینکه یه روز قبل از وارد شدن به اونجا دید اون داره میاد بیرون، مطمئن بود که چند دقیقه دیگه حتما به طرف خیابون میاد و سوار ماشینش می شه، ترجیح داد پیش ماشینش بایسته و اومدن اون و تماشا کنه، وای که چقدر عوض شده بود ستاره رؤیاهاش، جداب تر و مهربون تر شده بود. داشت کم کم نزدیک می شد، دیگه چیزی نمونده بود برسه. نمی دونست کسی منتظرشه و وقتی به ماشین رسید صدای آرومی رو شنید که گفت سلام.اون لحظه زمان متوقف شده بود، هر دو یاد گذشته ها افتادن، یاد وقتی که چند دقیقه انتظار و نمی تونستن تحمل کنن، اما حالا چقدر عوض شدن و همدیگه رو شاید سالی یکبار هم نبینن، چقدر این زندگی ازشون آدمای سرسختی ساخته، یاد اشکایی افتادن که تو بهترین لحظه ها ریخته شدن و یاد پاکی و مهربونی که هیچ وقت تموم نمی شه.

یه لحظه به خودش اومد نمی خواست هیچ کس اون و تو اون حال ببینه، اون مبهوت عشق و زندگی بود زندگی تو بهترین حالاتش کنار معشوقی که اون و از خودش بیشتر دوست داشت. اون قدر گیج بود که حتی نتونست از آخرین نگاه بهره ای ببره زود سوار ماشینش شد و با سرعت زیاد دور شد، اما انگار حالا حتی جای پارک ماشینش هم عزیز شده، همون طور مدتی به اونجا خیره بود انگار نه انگار که اون رفته، شاید تو اون لحظه تنها آرزوش این بود که برگرده و  همچنان به هم خیره بمونن!

من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را                       به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را
نه دستی داشتم بر سر،نه پایی داشتم در گل                   به دست خویش کردم اینچنین بی دست وپاخودرا