چرا وقتی از قدیما صحبت می کنن می گن آزادی نبود و همه باید یه فرقه خاصی و تایید می کردن و اگه غیر از این می شد حسابشون با کرام الکاتبین بود. چرا می گن قدیما زور بالا سر مردم بود و اون چیزی که رژیم سابق می خواست اجرا می شد، الانم که همونه، مردم از همدیگه می ترسن و اگه ندونن از طرف کدوم دوست و آشناشون معرفی شدی حتی حاضر نیستن  باهات صحبت کنن. الانم همون طوره که اگه کسی پارتی نداشته باشه هیچ وقت کارش راه نمی افته و الانم مثل قدیما فقیرا فقیرن و مرفه ها مرفه.
اینا رو نگفتم برای اینکه از کسی گله کنم اینا رو گفتم برای اینکه به خودمون بیاییم ، هفته پیش که با یکی از نویسنده های معروف تماس گرفتم که درباره تحقیقم باهاش صحبت کنم اولین چیزی که از من پرسید این بود که معرف شما کیه؟ و من که معرفی نداشتم همین و گفتم و اون با صراحت تمام گفت من به خاطر مسائل امنیتی نمی تونم باهاتون صحبت کنم.یکی نیست به من بگه پس جوونا چه جوری پیشرفت کنن و چه جوری تولید علم بشه و چه جوری کوچیکترا جای بزرگترا رو بگیرن و چه جوری جوونا مایه افتخار مملکتشون بشن!!!!!!!!!!
تا کی باید بترسیم یا اصلاً از چی باید بترسیم و یا اینکه چرا باید بترسیم؟؟؟؟؟؟؟