از وقتی که رفتی همش دلم می خواد جمعه ها برات متن بنویسم ،درد دل کنم و حرف بزنم .همش فکر می کنم تو هم مثل من حوصله ات سر میره و باید تسلی خاطرت بشم .
خیلی دلم برات تنگ شده .هنوز جرات نکردم زنگ بزنم و مطمئن بشم می دونی مردن خیلی سخته حتی اگه مردن امید باشه .
کاش به این زودی نمی رفتی و یه کم بیشتر به من فرصت می دادی.
یه کاری کردی که تا اخر عمر نتونم سرم و بلند کنم و تو بهترین شرایطم هم یه بغض ته گلوم باشه بغض جوونی که حتی نفهمید یه روزی همه زندگی من بود.
هنوز از اشتیاق زلف لیلی چون وزد بادی ز برگ بید مجنون ناله زنجیر می آید
+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22:5 توسط ازهار
|
http://i38.tinypic.com/2hx5a86.jpg