تو با شخصیت امروز هیچ حسی و برام تداعی نمی کنی اما تو سابق سرچشمه الهام و روشنایی بودی همونی که خیلی آسون تمام احساسات من و به اوج می رسوند
عاشق می کرد
می خندوند
اشکهام و سرازیر می کرد
و مثل تموم فرشته ها خوشبختی و با بودنش هدیه می کرد
عجب دنیاییه ، با یه چشم به هم زدن فرشته دیروز یه انسان معمولی شد و دیگه بود و نبودش هیچ فرقی نمی کنه
چقدر دلم می خواد دیوانه وار عاشقت باشم اما نمیشه
چقدر دلم می خواد نگاهت غرق خوشیم کنه اما نمیشه
چقدر دلم می خواد دیدن و ندیدنت فرق داشته باشه اما نمیشه
چقدر دلم می خواد تنهایی و ناراحتی و بدبختی هام تقصیر تو نباشه اما نمیشه
نمیشه
نمیشه