دیگر از کتمان راز عاشقی خسته شدم
طاقتم نیست به چشمان تو دلبسته شدم
دل من باخت به چشمان تو زود
و من بی بهانه به تو پیوسته شدم
و چه آسان تو مرا رد کردی
کاش می فهمیدی
دیگر از چشم انتظاری تو خسته شدم
خوب شد تو شدی مهمان دلم
و من تا ابد بهر دلت بتده شدم
من تمام آرزویم این بود
که تو بی تاب شوی بهر دلم
مثل من
چون ز فراق تو چه بی تاب شدم
طاقتم نیست به چشمان تو دلبسته شدم
دل من باخت به چشمان تو زود
و من بی بهانه به تو پیوسته شدم
و چه آسان تو مرا رد کردی
کاش می فهمیدی
دیگر از چشم انتظاری تو خسته شدم
خوب شد تو شدی مهمان دلم
و من تا ابد بهر دلت بتده شدم
من تمام آرزویم این بود
که تو بی تاب شوی بهر دلم
مثل من
چون ز فراق تو چه بی تاب شدم
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۸۷ ساعت 2:9 توسط ازهار
|
http://i38.tinypic.com/2hx5a86.jpg